خرید بک لینک

درباره سایت

تفريحي علمي

این وبلاگ جهت اطلاعات عمومی ودانش افزايي ساخته شده است. درصورت دريافت مطالب در نظرات درج كنيد مطالب مفيد به ايميل شما ارسال شود .

چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟

چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟

چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟

چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟

آیا میشه زیر آب گریه کرد؟

چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟

چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟

چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟

اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟

تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 14:07

عکسهای جالب و دیدنی

 

عکس جالب

عکس جالب

عکس جالب

عکس جالب

 

عکس جالب

عکس جالب

عکس جالب

عکس جالب

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 14:04

فرهنگ لغت خاله،عمه،دایی،عمو

 

۱- خاله

معنای لغوی : خواهر مادر

معنای استعاره ای : هر زنی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد .

نقش سمبلیک : یک خانم مهربان و دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد .

غذای مورد علاقه : آش کشک.
ضرب المثل : خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو کشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود .

زیر شاخه ها : شوهر خاله: یک مرد مهربان که پیژامه می پوشد و به ادبیات و شکار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران کودکی  که یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یکی دیگه ازدواج می کنید یا   باهاش ازدواج می کنید اما عاشق یکی دیگه هستید .

مشاغل کاذب : خاله زنک بازی، خاله خانباجی .

چهره های معروف : خاله خرسه، خاله سوسکه.

داشتن یک خاله ی مجرد در کودکی از جمله نعمات خداوندی است .


۲- عمه

معنای لغوی : خواهر پدر

معنای استعاره ای : هر زنی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی که مادر چشم دیدنش را نداشته باشد .

نقش سمبلیک : به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل : ۱ جواب همه ی حرف های بدی که میزنید . مثال :  عمته … ۲ جواب همه ی محبت هایی که می کنید. مثال: به درد عمه ات می خوره … ۳- توجیه کلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی . ۴ خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذکر مثال معذوریم …

غذای مورد علاقه : شله زرد، سمنو .

ضرب المثل : ندارد (تخفیف به دلیل   تعدد در   نقش های سمبلیک ).

زیر شاخه ها : شوهر  عمه: یک مرد   پولدار که   سیبیل قیطانی دارد  . پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران کودکی   که در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند .

چهره های معروف :  عمه لیلا .

ترجیع بند : دختر که رسید به بیست، باید به حالش گریست. (شما رو نمی دونم ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام !)

داشتن یک عمه که در توصیفات فوق صدق نکند جزو خوش شانسی های زندگی است .

۳ دایی

معنای لغوی : برادر مادر

معنای استعاره ای : هر   مردی که با   مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر مردی که پتانسیل کتک خوردن توسط پدر را داشته باشد .

نقش سمبلیک : یکی از معدود مردانی که   هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه کرد .

غذای مورد علاقه: فسنجون .

ضرب المثل : عروس را که مادرش تعریف کنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود .

زیر شاخه ها :   زن دایی: یک زن چاق و شاد که خیلی کدبانو است و جلوی مادر قپی می آید .  پسردایی/دختردایی: همبازی دوران کودکی   که در بزرگسالی   مثل یک همرزم ساپورتتان   می کنند .

چهره های معروف :  علی دایی، دایی جان ناپلئون .

ترجیع بند : همه چیز زیر سر این انگلیساست .

سعی کنید حتما حداقل یک دایی داشته باشید .

۴ عمو

معنای لغوی : برادر پدر

معنای استعاره ای : هر   مردی که با   پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد .

نقش سمبلیک : یکی از مردانی   که شما   همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید   کارتون ببینید  تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یکی از مردانی که مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساکت شده، به فکر فرو می رود .

غذای مورد علاقه : قرمه سبزی، آبگوشت .

ضرب المثل : عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند .

زیر شاخه ها :  زن عمو :  یک   زن خوشگل   که زیاد به شما توجه نمی کند و خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران کودکی  که اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نکنید خطر را از سر گذرانده اید .

مشاغل کاذب : بازی در قصه های ایرانی .

چهره های معروف :  عمو زنجیرباف،  عمو یادگار، عمو پورنگ .

داشتن یک   عمو ی   پولدار خیلی خوب است .

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 13:59

سرانجام قصه ی چت

 

شدم با چت اسیر و مبتلایش***شبا پیغام می دادم از برایش

به من می گفت هیجده ساله هستم***تو اسمت را بگو، من هاله هستم

بگفتم اسم من هم هست فرهاد***ز دست عاشقی صد داد و بیداد

بگفت هاله ز موهای کمندش***کمـــان ِابــروان ، قــد بلنــدش

بگفت چشمان من خیلی فریباست***ز صورت هم نگو البته زیباست

 

ندیده عاشق زارش شدم من***اسیرش گشته بیمارش شدم من

ز بس هرشب به او چت می نمودم***به او من کم کم عادت می نمودم
در او دیدم تمام آرزوهام***که باشد همسر و امید فردام

برای دیدنش بی تاب بودم***ز فکرش بی خور و بی خواب بودم

به خود گفتم که وقت آن رسیده***که بینم چهره ی آن نور دیده

به او گفتم که قصدم دیدن توست***زمان دیدن و بوییدن توست

ز رویارویی ام او طفره می رفت***هراسان بود او از دیدنم سخت

خلاصه راضی اش کردم به اجبار***گرفتم روز بعدش وقت دیدار

رسید از راه، وقت و روز موعود***زدم از خانه بیرون اندکی زود

چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت***تو گویی اژدهایی بر من آویخت

به جای هاله ی ناز و فریبا***بدیدم زشت رویی بود آنجا

ندیدم من اثر از قـــد رعنـــا***کمـــان ِابــرو و چشم فریبـــا

مسن تر بود او از مادر من***بشد صد خاک عالم بر سر من

ز ترس و وحشتم از هوش رفتم***از آن ماتم کده مدهوش رفتم

به خود چون آمدم، دیدم که او نیست***دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست

به خود لعنت فرستادم که دیگر***نیابم با چت از بهر خود همسر

بگفتم سرگذشتم را به “شاعر”***به شعر آورد او هم آنچه بشنید

که تا گیرید از آن درسی به عبرت***سرانجامی نـدارد قصّه ی چت

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 13:49

آزمون اخذ گواهینامه تخصصی ازدواج!

 

با توجه به این که طبق گفته رییس جدید سازمان ملی جوانان، قرار است اخذ گواهینامه تخصصی ازدواج برای پسران اجباری شود و دخترها تنها اجازه بله گفتن به کسانی را داشته باشند که دوره سه ماهه مهارت های ازدواج را گذرانده باشد.

از این روی، یک عدد آزمون اختصاصی طراحی کرده ایم تا در پایان دوره ، جوانان را با آن محک بزنند و گواهینامه ازدواج را به کسانی بدهند که در پاسخگویی امتیاز خوبی کسب کرده باشند.

* در جاده زندگی مشترک، هر یک از تابلوهای زیر به چه مفهومی اشاره دارند؟

الف. فرمان زندگی را از همان اول، خودت به دست بگیر
ب. اگر پرسپولیسی هستی آن گاه همسرت نباید استقلالی باشد

الف. انتخاب همسر از بین آدمهای برجسته
ب. شکم برجسته ممنوع!

الف. همیشه راه راست را برو
ب. به طرف منزل مادرزن

ازدواج:
الف. آغاز آزاد روابط
ب. پایان روابط آزاد

 

الف. لطفا موالیدتان را کنترل کنید!
ب. یکی کمه، دو تا غمه، سه تا که شد خاطرجَمعه!

الف. به سراغ شوهر که می روی تازیانه را فراموش نکن!
ب. کتک زدن ممنوع

الف. همسرت را نپیچان
ب. دم درآوردن ممنوع!

الف. ماه عسل به دریا نروید، غرق می شوید، حسرت به دل می مانید!
ب. زیرآبی رفتن ممنوع

الف. وفاداری در حد سگ
ب. اخلاق سگی ممنوع

الف. به پای هم پیر شوید
ب. پیرتان در می آید!

الف.  ladies next
ب.  محل وقوع عشق های خیابانی

الف. بعد دوسال راه میندازیم یه مخزن گنده جوجه کشی!
ب. دو فرزند کافی است!

الف. همدیگر را دور نزنید!
ب. دور همدیگر بگردید!

الف. هنگام دعوا از چکش استفاده نکنید
ب. زندگی شما به بن بست رسیده است

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 13:43

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 13:32

تصور کنین. طبقه پنجم یک برج ۱۵ طبقه.

مامور سرشماری: منزل شما به آب لوله کشی مجهز هست؟

من: «پ نه پ»، چاه داریم توی زیرزمین با دلو آب میکشیم میاریم بالا.

مامور سرشماری: این که توی قسمت فرزند نوشتین دخترتونه؟

من: «پ نه پ»، دختر همسایمونه، من چون عقده بابا بودن دارم، روزا میاد اینجا من ادای باباشو در میارم.

مامور سرشماری: آیا شما شهرنشین هستین؟

من: «پ نه پ»، اینجا برره ست، ما تابلوش رو عوض کردیم گذاشتیم الهیه.

مامور سرشماری: سرویس بهداشتی داخل منزل هست؟

من: «پ نه پ» هر کی هرجا دلش خواست خودش رو ول میکنه

مامور سرشماری: پنجره نورگیر داخل منزل هست؟

من: «پ نه پ»، تمامش رو گل گرفتیم که خودمون رو آماده کنیم واسه خواب زمستانی

مامور سرشماری: سند منزلتون مسکونیه؟

من: «پ نه پ» تجاریه، منتها ما چون عقل نداریم، ازش مسکونی استفاده میکنیم.

مامور سرشماری: آیا منزل شما مجهز به سیستم سرمایشی، گرمایشی هست؟

من: «پ نه پ»، هم دیگر رو موقع گرما “فوت” میکنیم موقع سرما “ها” میکنیم

مامور سرشماری: منزل شما اتاق خواب دارد؟

من: «پ نه پ» ما از اونجایی که مرتاضیم، شبا روی نرده تراس میخوابیم.

مامور سرشماری: برای روشنایی منزلتان از نیروی برق استفاده میکنید؟

من: «پ نه پ»، دوتا مشعلدار استخدام کردیم، شبا میان خونمون رو روشنایی میبخشن.

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 13:29

*گوشیم رو روی ویبره گذاشتم، رو میز داره می لرزه میپرسه داره زنگ می خوره؟ پ ن پ، خربزه خورده فکر اینجاش رو نکرده…

*می خوام برم خونه چشمام قرمزه… به رفیقم می گم چشمام قرمزه؟ میگه آره می خوای همین جوری بری؟ پ ن پ، صبر می کنم تا سبزشه بعد حرکت می کنم.

*به استاد می گم: لطفا کمکم کنید دارم مشروط می شم! میگه نمره می خوای؟ پ ن پ، نظر شما رو درمورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم می خوام!

*رفتم جیگر بخرم، می گم یه دست جیگر می خوام، میگه جیگر گوسفند؟ پ ن پ، مهربون جیگر خودت رو!

*وسط خیابون ماشین محکم زده بهم، پخش شدم رو زمین، میگه تصادف کردی؟ پ ن پ، تو محوطه جریمه خودم رو انداختم زمین از داور پنالتی بگیرم! میگه زنگ بزنم اورژانس؟ پ ن پ زنگ بزن برنامه نود فردوسی پور ببین پنالتی بود یا نه.

*شب کولر رو از سرما خاموش کردم داداشم میگه سردت شده که داری می لرزی؟ پ ن پ، رفتم رو ویبره، نگران نباش بگیر بخواب شارجم تموم می شه، منم می خوابم!

*پسره اومده خواستگاریم، می گم من الان می خوام درس بخونم. می گه یعنی چند سال دیگه می خواین ازدواج کنین؟ پ ن پ ۱۰ دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه!

*رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟ پ ن پ، سه راه آذری، دربست.

*رفتم پرنده فروشی میگم آقا قناری های نر و مادتون کدومان؟ میگه می خوای بخری؟ پ ن پ، مامور منکراتم اومدم ببینم قفس شون یه وقت مختلط نباشه!

*رفتم سوپرمارکت می گم یه نوشابه بزرگ بده… میگه یعنی خانواده باشه؟ پ ن پ، مجردم بود اشکالی نداره، فقط محجوب باشه، اهل دود و دم هم نباشه!

*رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم، میگه وای خفاشه! پ ن پ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا.

*تمام پام رو گچ گرفتم، دوستم اومد خونمون عیادت، می پرسه شکسته؟ پ ن پ، رفیقم اورتوپده، یه تعارف زد منم تو رودروایستی موندم.

*تو صف عابر بانک وایسادم، یارو اومده می گه تو صفی؟ پ ن پ، وایسادم اینجا که تو پولوتو گرفتی انگشتتو با زبون من خیس کنی پولت رو بشماری!

*سوار تاسکی ام. میگم آقا نگه دارید، میگه پیاده می شی؟ پ ن پ، میخوام باد لاستکارو چک کنم!

*هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم. آمپول ها رو دادم به پرستاره. میگه آمپول بزنم؟ پ ن پ، توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!

*صدای خر و پفش نمی ذاره بخوابیم. تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر و صدام اذیتت می کنه؟ پ ن پ، فقط خواستم بگم جنس صدات رو دوست دارم، می خواستم بت بگم سعی کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کن…

*بابام با چکش به جای میخ زده به دستم از درد دو متر رفتم آسمون اومدم پایین… تازه می پرسه خورد به دستت؟ پ ن پ یاد گل خداداد عزیزی به استرالیا افتادم، دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم، عجب گلی بود عجب گلی

*یارو با موتور زده بهم… خوردم زمین سرم شکسته داره خون میاد؟ اومده میگه سرت داره خون میاد؟ پ ن پ من خودنویسم جوهرم پس داده.

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 13:26

سال ۳۶۵ روز است در حالی که:

۱- در سال ۵۲ جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب ۳۱۳ روز باقی میماند.

۲- حداقل ۵۰ روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوامطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین۲۶۳ روز دیگرباقیمیماند.

۳- در هر روز ۸ ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا”۱۲۲ روز میشود. بنابراین ۱۴۱ روز باقی میماند.

۴- اما سلامتی جسم و روح روزانه ۱ ساعت تفریح را میطلبد که جمعا”۱۵ روز میشود. پس ۱۲۶ در روز باقی میماند.

۵- طبیعتا ”۲ ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل ۳۰ روز میشود. پس ۹۶ روز باقی میماند.

۶- ۱ ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چراکه انسان موجودی اجتماعی است. این خود ۱۵ روز است. پس ۸۱ روز باقی میماند.

۷- روزهای امتحان ۳۵ روز از سال را به خود اختصاص میدهند. پس ۴۶ روز باقی میماند.

۸- تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم ۳۰ روز در سال هستند. پس ۱۶ روز باقی میماند.

۹- در سال شما ۱۰ روز را به بازی میگذرانید. پس ۶ روز باقی میماند.

۱۰- در سال حداقل ۳ روز به بیماری طی میشود و ۳ روز دیگر باقی است .

۱۱- سینما رفتن و سایر امور شخصی هم ۲ روز را در بر میگیرند. پس ۱ روز باقی می ماند.

۱۲- یک روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه می توان در آن روز درس خواند؟

عصر ایران

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 13:22

 

 

درکدام جنگ ناپلئون مرد؟

در اخرین جنگش

اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟

در پایین صفحه

علت اصلی طلاق چیست؟

ازدواج

علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟

امتحانات

چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟

نهار و شام

چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟

نیمه دیگر ان سیب

اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟

خیس خواهد شد

یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟

مشکلی نیست   شبها می خوابد

چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟

شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد

اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دست

دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید

کلا چه خوهید داشت؟

دستهای خیلی بزرگ

اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند

چهارنفر ان را درچند ساعت خواهند ساخت؟

هیچچی چون دیوار قبلا ساخته شده

چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتونی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟

زمین بتونی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 13:18

بهترین پ ن پ ها

 

برترین ها به نقل از مجله یکشنبه :

*به دخترعموم که ۵ سالشه میگم: دخترا موشن مثه خرگوشن

میگه پ ن پ همه مثل شما پسرا گاو گوساله ایم

اصلا یه وضعی شده به خدا!

*دوستم میگه با گوشی برم اینترنت از شارژم کم میشه؟

میگم پ ن پ از صندوق ذخیره سازمان اوپک کم میشه!

*میخوایم بریم خونه جدیدمون، مامانم میگه این همه اثاثو باید با کامیون ببریم؟! میگم: پ ن پ راست کلیک کن، کات شون کن، برو تو خونه جدیده پیست کن!

*به دوستم اس ام اس زدم میگم کلاس تشکیل نمیشه. جواب داده یعنی استاد نیومده؟ میگم پ ن پ رفته قایم شده همه دارن دنبالش میگردن.

*با دوستم رفتیم خرید. برگشتیم دیدیم ماشینش نیست میگه: دزدیدنش میگم پ ن پ خسته شده بود از بس منتظر ما وایساد. اس ام اس داد گفت من میرم خودتون بیاین!

*لباس خریدم. کارت عابرمو گذاشتم رو میز میگم ۲۰۱۵٫ میگه رمز کارتته؟

میگم پ ن پ تلفنمه. دادم مزاحم بشی.

*تو اتوبان گشت نامحسوس یه ماشینو گرفته بود. راننده ماشینه به پلیسه میگه می خوای جریمم کنی؟ پلیسه میگه: پ ن پ با دوتا همکارام می خواستیم منچ بازی کنیم یه یار کم داشتیم گفتیم مزاحم شما بشیم.

*نصف شب ماشین خاموش شده زنگ زدم میگم بابا باطری ماشین تموم کرده روشن نمیشه. میگه یعنی خالی شده؟

پ ن پ واقعا تموم کرده دارم میبرم خاکش کنم گفتم ببینم تو هم میای؟

*به پسرخاله ام می گم تب کردم میگه؛ مریض شدی؟ می گم پ ن پ دمای بدنمو بردم بالا ببینم فنش کار میفته یا نه.

*یارو میره سردخونه میگه: بی زحمت جسد پدربزرگمو تحویل بدین.

میگن: می خوای خاکش کنی؟

پ ن پ میخواهم تا گارانتیش تموم نشده ببرم عوضش کنم.

*رفتم پیژامه از کمد برداشتم پوشیدم بابام میگه از تو کمد برداشتی؟

پ ن پ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم.

*داشتم می رفتم طرف ماشینم یهو دیدم افسره داره یه چیزی می نویسه!

گفتم: داری جریمه ام می کنی؟

پ ن پ دارم اسمتو پشت کارت دعوت عروسیم می نویسم. میای؟

*رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟

میگه برا کباب؟ پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام.

*خوابیدم تو آفتاب دوستم اومده میگه داری آفتاب می گیری؟

پ ن پ دارم فتوسنتز می کنم!!

*دارم میرم به ماهیه غذا بدم، میگه می خوای بهش غذا بدی؟ پ ن پ بهش پول میدم هرچی خواست بخره.

*تصادف کردم تو جاده ماشینم تا نصف عقبش رفته زیر تریلی ۱۸ چرخ. اعصابم خورده. یارو می بینه این صحنه رو بهم میگه تصادف شده؟! گفتم پ ن پ مسابقه فوتباله مردم جمع شدن از رادیو ماشین دارن گوش میدن! ماشینو گذاشتن زیر تریلی هیجانش بیشتر شه!!

*به فروشنده می گم آقا پایه گیتار می خوام. میگه برای گیتار؟

پ ن پ میخوام پایه باشه آخر هفته ها با هم بریم دربند!

*رفتم LCD بخرم می گم چند؟

میگه قیمتش؟

پ ن پ سایز کمرش که تو خونه شلوار پاش کنم.

*دارم تند تند تایپ می کنم داداشم اومده میگه داری تایپ می کنی؟

میگم: پ ن پ کیبوردم خسته شده دارم ماساژش می دم.

*یکی از این سوسک کوچیکا از جلو پام رد شده یه دستمال از جیبم درآوردم… دوستم میگه می خوای بکشیش؟

پ ن پ آبریزش بینی داره می خوام نریزه رو قالی.

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 13:14

 

قبل از ازدواج : خوابیدن تا لنگ ظهر
بعد از ازدواج : بیدار شدن زودتر از خورشید
نتیجه اخلاقی : سحر خیز شدن

قبل از ازدواج : رفتن به سفر بی اجازه
بعد از ازدواج : رفتن به حیاط با اجازه
نتیجه اخلاقی : با ادب شدن

قبل از ازدواج : خوردن بهترین غذاها بی منت
بعد از ازدواج : خوردن غذا های سوخته با منت
نتیجه اخلاقی : متواضع شدن

قبل از ازدواج : استراحت مطلق بی جر و بحث
بعد از ازدواج : کار کردن در شرایط سخت
نتیجه اخلاقی : ورزیده شدن

قبل از ازدواج : رفتن به اماکن تفریحی
بعد از ازدواج : سر زدن به فامیل خانوم
نتیجه اخلاقی : صله رحم

قبل از ازدواج : آموزش گیتار و سنتور و غیره
بعد از ازدواج : آموزش بچه داری و شستن ظرف
نتیجه اخلاقی : آموزش های کاربردی و مفید

قبل از ازدواج : گرفتن پول تو جیبی از بابا
بعد از ازدواج : دادن کل حقوق به خانوم
نتیجه اخلاقی : با سخاوت شدن

قبل از ازدواج : ایستادن در صف سینما و استخر
بعد از ازدواج : ایستادن در صف شیر و نان
نتیجه اخلاقی : آموزش ایستادگی

قبل از ازدواج : رفتن به سفرهای هفتگی
بعد از ازدواج : در حسرت رفتن به پارک سر کوچه
نتیجه اخلاقی : امنیت کامل.

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 13:12

 

 

دقت کردین هر موقع دارین سشوار میکشین حتی اگه تو خونه تنهام باشین هی حس میکنین یکی صداتون میکنه؟

. . .

تا حالا دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت بدون لباس بودن، اما وقتی میرفتن لب ساحل شلوارک پاشون میکردن؟

. . .

تا حالا دقت کردین تو فیلمای ایرانی،همیشه وقتی طرف میفهمه بچه دار نمیشه همه بچه ها از ماشینای بغلی و جلویی و عقبی باهاش بای بای میکنن میخندن؟!

. . .

تا حالا دقت کردین تمام مریضا توی فیلما و سریالای ایرانی ، انتهای راهرو سمت راست بستری هستن !

. . .

. . .

تا حالا دقت کردین اگه تو مترو الکی شروع به دویدن بکنید ملت هم همینطوری دنبالتون میدوند…..!

. . .

تا حالادقت کردین وقتی که خوشحالیم بالاخره یه چیزی یا یه کسی پیدا میشه که سریع گند بزنه به خوشحالیمون…..!

. . .

دقت کردین وقتی میگن غصه نخور ،آدم بیشترغصه ش میگیره؟؟؟!!!

. . .

 

 

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 13:10

حالت چشم دانشجویان در کلاس

 

هنگام درس دادن استاد سر کلاس :

(-.-)  (-.-)  (-.-)  (-.-)  (-.-)  (-.-)  (-.-)  (-.-)

وقتی استاد خبر امتحان رو میده :

(o.O)  (o.O)  (o.O)  (o.O)  (o.O)  (o.O)

موقع امتحان:

(←.←)  (→.→)  (←.←)  (→.→)  (←.←)  (→.→)

وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:

(↓.↓)  (↓.↓)  (↓.↓)  (↓.↓)  (↓.↓)

وقتی که نمره ها رو میزنن :

(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)u202c

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 13:03

 

 

دقت کردین وقتی میرین دکتر
مریض قبل شما ٣ ساعت تو اتاق دکتره
ولی وقتی نوبت شما که میشه دو ثانیه معاینه میشین و میایینبیرون! ؟
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
بالاخره حکمت ” آی سی یو ” رو در بیمارستان دریافتم !
جمله ای حکیمانه از جناب عزراییل خطاب به بیمار : “I See You”
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
فقط کافیه در ماشینت باز باشه ، عالم و آدم میان بغل دستت که بگن در ماشین بازه …
حالا اگه بی بنزین تو خیابون بمونی ، هیشکی آدم حسابت نمیکنه !
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
“معرفت” یه موقعی لباس رفاقت بود!!! الان “منفعت” جاشو گرفته
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی، پیر میشی
از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی، میبُری
از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی، زیادی ئی…
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
دنیا رو می بینی ؟ حرف حرف میاره ، پول پول میاره
خواب خواب میاره ولی محبت خیانت میاره !
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
یک ساعته اومدم کلوب و در اتاقمم بستم ک دارم درس میخونم
الان بابام اومده میگه دخترم داری چیکا میکنی؟
گفتم دارم درس میخونم میگه بیا کتابتم ببر که بهتر متوجه شی !
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
هیچی ترسناک تر از این نیس بیای خونه ببینی یکی اتاقتو تمیز کرده
حالا ۲ ساعت باید بشینم فکر کنم ببینم چی قایم کرده بودم و آیا کشف شده یا نه !
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
رو دسته صندلی نوشته بود وقتی زلزله اومد پشت صندلیو نگا کن
پشتشو نگا کردیم نوشته بود الان نه خره وقتی زلزه اومد !
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
اومدم یه آدم خیلی خوشتیپ رو بغل کنم
خوردم به آینه!
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
هر وقت دره این یخچال لامصــب رو باز میکنیم خالیه ها،
حالا اگه بخوایم یه قابلمه کوچیک
تو یخچال جا بدیم
باس یه ساعت پازل حل کنیم با محتویات ، تا بتونیم جاش بدیم ..!
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
بالاخره فهمیدم چرا اینقد تو عروسیا بهت اصرار میکنن بری برقصی!
چون خودشون جا ندارن بشینن، بر که میگردی هم جا نداری هم میوه
تازه شیرینیاتم خوردن !
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
ﻏﻀﻨﻔﺮ ﺗﻮ اتوبوس ﺗﺎ ﻧﺸﺴﺖ ﯾﻪ ﭼﮏ ﺯﺩ
ﺗﻮ ﮔﻮﺵ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﺶ!!!
ﯾﺎﺭﻭ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﻮﻧﻪ ﭼﺘﻪ ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺰﻧﯽ ؟؟؟
ﻏﻀﻨﻔﺮ:ﺭﺍﻩ ﻃﻮﻻﻧﯿﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻬﻮ ﺯﺭ ﺯﺭ
ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﮑﻨﯽ
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
دختر ﻧﻮﺷﺘﻪ :
” ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩﯼ،ﻣﻦ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﮐﺮﺩﻡ “!
ﯾﻪ پسره ﺯﯾﺮﺵ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺟﺮﺍﺡ ﭘﻼﺳﺘﯿﮑﺖ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺖ؟ !!
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
آهای اونایی که خیلی خودتونو میگیرید
چاه توالت ما هم خیلی وقتا میگیره
گفتم که در جریان باشید
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
آیا میدانید کوتاه ترین جنگ در سال ۱۸۹۶ بین زانزیبار و انگلستان که ۳۸ دقیقه طول کشید؟؟؟!!!
فک کنم رفتن لب مرز به هم فحش دادن برگشتن
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
بیست سوالی ….؟
_ تو جیب جا میشه ؟
بله
_از جیب راحت در میاد ؟
بله
_glx ؟
افرین درسته !
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
پیرزن دید عزراییل داره میادازترس رفت تومهدکودک نشست پیش بچه ها
و شروع کرد به پفک خوردن!
عزراییل نشست پیشش گفت چکارمیکنی؟
پیرزن با صدای بچگانه گفت:قاقامیخورم!
عزراییل گفت پس بخورکه میخوایم بریم ددر!!؟
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
اون نونواهایی که نونو میچسبونن به تنور همه رپرن ، شما حرکاتو دقت کن !
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
دختره فرم دانشگاه پر کرده:
نام:پریسا ….
نام خانوادگی:جلالی ….
فرزند: سوم!!
این چطوری کنکور قبول شده واسم سواله
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
اگه بدونید چنگیزخان با سوزوندن کتابای علمی
چقد از بار درسهایی که قرار بوده بخونیم کم کرده
هر شب جمعه واسش فاتحه میخونید !!!

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 12:59

fu2606

 

 

7دیشب اومدم خونه میخواستم خودمو لوس کنم..
گفتم:مامان هوا خیلى سرده ، گلوم درد میکنه فک کنم سرما خوردم
مامانم: هیچ مرگیت نیست ، کمتر قلیون بکش خوب میشى..!!

###########################################

دختر خاله به بچشون اشاره کردن و گفتن بچم خیلی با ادبه و فحش نمیده و کودک در جواب گفتن خفه شو

###########################################
بابام صلاح ما رو میخواد، برای جهنم میخواد ما رو آماده کنه انقدر بخاری رو زیاد میکنه .. من میدونم

###########################################

مامانم رفته مسافرت , خونمون از فرط شلوغی و کصافط , مثه خرابه های هیروشیما , بعد از انفجاره بمبه !
بابام : کاش یکی می اومد خونه رو حسابی تمیز می کرد , بیست تومن می ذاشتم کف دستش !
من : پول بده من تمیز می کنم !
بابام : لازم نکرده ! تو پول بده , خودم تمیز می کنم !

############################################

بابام : آب یخ نخور چاق میشی!!!!
من: واسه چی؟ چه ربطی داشت؟؟!!!
بابام: آب یخ میخوری، چربیات یخ میزنن سفت میشن چاق میشی…!!!!

############################################

یه رفیقی داشتم خیلی کمبود محبت داشت
روز تولدش از طرف بانکی که توش حساب داشت براش اس.ام.اس اومده بود:
“تولدتان مبارک”
اینم ورداشته بود جواب داده بود:
“خیلی ممنون شما اولین کسی هستید که تولدمو بهم تبریک گفتید….”!
مردم داغونن بخدا

##########################################

پسر داییم دهه هشتادیه مدرسه غیرانتفاعی ثبت نامش کردن سالی ۳ میلیون !
.
.
.
.
یادش بخیر ناظممون میگفت فردا ۵۰۰تومن کمک به مدرسه با خودتون بیاریدخونه ما میریخت به هم

##########################################

اقا پدرم یهو اومد تو اتاقم بهم گفت
تو که چشمات خیلی قشنگه…
تو که چشمات خیلی عجیبه
تو که این همه نگاهت واسه چشمام گرمو نجیبه
من یهو ذوق مرگ شدم تا به خودم اومدم دیدم دارم ماشین بابامو. لنگ میکشم نفهمیدم چی شد فقط فهمیدم کاملا خر شدم

############################################

بچم دو سالشه الان یه ماهه به من میگه دایی محسن
نه دایی داره نه محسن داریم !!! امکان داره آدم تو این سن توهم بزنه ؟
فک و فامیله داریم؟

############################################

یکی از فامیلامون خیلی سال پیش که راهنمایی بود موقع امتحانا تقلب نوشته بود تو برگه های کوچیک با خودش برده بود سر جلسه،یکی از سوالا اومده بود فامیله تنبلو خجسته من حال نداشته جوابو بنویسه،برگه تقلبشو چسبونده بود به برگه امتحان جلوی سوالشم نوشته بود جواب ضمیمه شده،معلمشم فهمیده بود تقلب کرده انداخته بودتش،یه همچین فامیلای فراخ و داغانی دارم من

############################################

داره رعدوبرق میزنه مامانم میخواد بره پشت بوم لباسارو جمع کنه..
میگه وای چه رعدو برقی نکنه برق بگیرتم تو پاشو برو
من سره راهیم میدونم
فک و فامیله داریم؟

####################################

نشسته بودم یه هو مامانم از آشپزخونه اومد، بی مقدمه شروع کرد درباره فلفل صحبت کردن که: میدونستی فلفل لاغر میکنه و ضد سرطانه؛ بعد نشست دو ساعت از خاطرات گذشتش و غذاهای خوشمزه و پر فلفل عمه اش حرف زد
آخرش معلوم شد فلفل از دستش در رفته، ریخته تو (شاممون).
ینی همچین مامان توجیه کننده ای دارم من!
فک و فامیله داریم؟

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 12:56

در چند سال اخیر ، روان شناسان و جامعه شناسان به بررسی اطلاعات درباره پرسشی پرداخته اند که قبلاً برای فلاسفه مهم بود: چه چیزی باعث رضایت ما می شود؟
پژوهشگران به این منظور تحقیقات گسترده ای در سراسر جهان انجام داده اند تا ببینند چگونه چیزهایی مانند پول، نگرش، فرهنگ، حافظه، تندرستی، نوع دوستی و عادات روزانه بر احساس بهروزی ما تأثیر می گذارد. حوزه جدید روان شناسی مثبت پر از یافته های جدیدی حاکی از آن است که اعمال ما تأثیر چشمگیری بر احساس خوشبختی و رضایت ما از زندگی دارد. ۱۰ راهبرد ثابت شده برای افزایش رضایت عبارتند از:

۱ لحظات روزانه زندگی را درک کنید

هر از چندی مکث کنید تا گل سرخی را ببویید یا کودکان را حین بازی تماشا کنید. کسانی که درنگ می کنند تا وقایعی را که به طور عادی با عجله پشت سر می گذارند، ببینند یا در طول روز به وقایع خوشایند روزانه فکر می کنند، افزایش قابل توجهی را از نظر رضایت و کاهش افسردگی گزارش می کنند.

۲ از مقایسه بپرهیزید

چشم و هم چشمی جزئی از بسیاری از فرهنگ هاست اما مقایسه خودمان با سایرین می تواند به رضایت و عزت نفس لطمه وارد کند. به جای مقایسه کردن با دیگران، توجه خود را به دستاوردهای شخصی معطوف کنید تا به رضایت بیشتری دست یابید.

۳ بیش از اندازه به پول توجه نکنید

کسانی که پول را در رأس فهرست اولویت های خود قرار می دهند، بیشتر در معرض افسردگی، اضطراب و عزت نفس پایین هستند. این امر در ملل و فرهنگ های گوناگون یکسان است. هر چقدر بیشتر رضایت را در کالاهای مادی بجوییم، کمتر آن را می یابیم. رضایت، عمر کوتاهی دارد و گذراست. پول دوستان نیز در آزمون پویایی و خودشکوفایی نمره اندکی می گیرند.

 

۴ اهداف معنادار داشته باشید

کسانی که برای تحقق چیزی ارزشمند تلاش می کنند، بسیار راضی تر از کسانی هستند که رؤیاها یا آرزویی ندارند. این اهداف می تواند به سادگی یاد گرفتن مهارتی جدید یا بار آوردن بچه ها به شیوه ای اخلاقی باشد. انسان همواره برای رشد به نوعی معنا نیاز دارد. به گفته دانشمندان، رضایت و خوشبختی در محل تلاقی لذت و معنا قرار دارد. هدف چه در محل کار و چه در خانه آن است که فعالیت هایی انجام دهیم که از نظر شخصی هم لذت بخش و هم مهم باشد.

۵ در کار ابتکار به خرج دهید

میزان رضایت شما از شغل تا حدی به ابتکاری که به خرج می دهید، بستگی دارد. محققان معتقدند هنگامی که خلاقیت به خرج می دهیم، به دیگران کمک می کنیم و راه های بهبود در امور را پیشنهاد می کنیم یا کارهای اضافی انجام می دهیم، از کارمان بیشتر احساس اغنا می کنیم.

۶ دوست پیدا کنید و به خانواده اهمیت دهید

افراد راضی معمولاً خانواده، دوست و روابط بهتری دارند. اما صرف کمیت رابطه با افراد کافی نیست، بلکه کیفیت آن نیز اهمیت دارد. انسان به رابطه نزدیک نیاز دارد؛ رابطه ای که در برگیرنده تفاهم و توجه باشد.

۷ لبخند بزنید، حتی زمانی که حالش را ندارید

به نظر ساده می رسد اما بسیار مؤثر است. افراد راضی امکانات موجود، فرصت ها و موفقیت را می بینند. وقتی آنان به آینده نگاه می کنند، خوشبین هستند و وقتی گذشته را مرور می کنند، معمولا گزینه های مثبت را می بینند. حتی اگر از بچگی اینگونه بزرگ نشده اید که نیمه پر لیوان را ببینید، با تمرین نگرش مثبت به عادت تبدیل می شود.

۸ طوری تشکر کنید که گویی واقعاً قدردان هستید

کسانی که عادت به سپاسگزاری دارند، معمولاً سالم تر و خوشبین تر هستند و بیشتر به سوی تحقق اهداف پیشرفت می کنند. تحقیقات نشان می دهد افرادی که به کسانی که به آنان کمک کرده اند، نامه تشکرآمیز می نویسند، از نظر رضایت در سطح بالا و از نظر افسردگی در سطح پایینی قرار دارند. به علاوه اثر یک نامه تشکرآمیز تا هفته ها طول می کشد.

۹ از خانه بیرون بروید و ورزش کنید

تحقیقات نشان می دهد که ورزش می تواند به اندازه داروها در درمان افسردگی مؤثر باشد و در عین حال هیچ گونه عوارض جانبی نیز نداشته باشد. به علاوه، هزینه آن نیز به مراتب کمتر است. ورزش منظم حس تحقق چیزی را به انسان می دهد، امکان تعامل با دیگران را فراهم می کند، هورمون های عامل احساس خوب را در بدن آزاد می کند و عزت نفس را افزایش می دهد.

۱۰ بخشش را فراموش نکنید

نوع دوستی و بخشش را به جزئی از زندگی خود تبدیل کنید و از این کار مقصودی را بجویید. محققان می گویند کمک به همسایه، داوطلب شدن برای انجام کارهای عام المنفعه یا اهدای کالا و خدمات باعث ایجاد احساس خوبی در شخص می شود که مزایای زیادی از نظر تندرستی به همراه دارد که از ورزش کردن یا ترک کردن سیگار هم بیشتر است. گوش کردن به درد دل دوست، یاد دادن مهارت ها، توجه به موفقیت های دیگران و روحیه گذشت نیز به رضایت می افزاید. محققان می گویند کسانی که برای دیگران خرج می کنند، بیشتر از کسانی که برای خودشان خرج می کنند، احساس رضایت می کنند

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 12:51

اس ام اس تبریک عید نوروز ۹۲

 

اس ام اس تبریک سال نو

نوروز

 

اس ام اس های جدید تر, به زودی…. در همین صفحه

—————————

آرزو دارم نوروزی که پیش رو داری, آغاز روزایی باشد که آرزو داری….

—————————
پیشاپیش می بوسمت  یکی این ور (‘; ‘ ) یکی اون ور( ‘ ;’) یادت باشه اولین روبوسی عیدو من کردم…پیشاپیش سال نومبارک.

—————————

فرارسیدن نوروز این میراث با ارزش ایرانیها را بعدا تبریک میگم الان زوده

—————————

آقا تا دیدو بازدید های نوروزی شروع نشده تکلیف ماچ ها رو روشن کنید ، بالاخره باید سه بار ببوسیم یا دوبار ؟

—————————

مزیت مجرد بودن اینکه شب عید به خاطر بی پولی ، شرمنده زن و بچه ات نمی شی !

—————————

سلام میشه ازت خواهش کنم سال تحویل بیای خونمون ؟

آخه سبزه خوشگل تر از تو پیدا نکردم !

—————————

چند سال و چند عید باید از عمر تو بگذره تا آدم بشی !؟

یک سال از عمرت گذشت، ولی باز تو همونی که بودی !

فرشته دوست داشتنی بهارمبارک !

—————————

ای کاش که هر لحظه بهاری باشی

هر روز پر از امیدواری باشی

هر ۳۶۵ روز امسال

سرگرم شمردن هزاری باشی!

—————————

بی اجازت دفتر  ۳۶۵ برگ جدیدتو دادم به خدا تا بهترین تقدیر رو برات نقاشی کنه

نوروز ۹۲ مبارک

—————————

یادت باشه:تعطیلات بزودی تموم میشه وبعدش سرکار رفتنه که انتظار تورو میکشه.

بازم ۱سال کار و خستگی!

(ستاد کوفت کردن تعطیلات نوروزی)

—————————

امروز ۲ نفر آدرس و شماره تلفنت رو ازم خواستن منم بهشون دادم

یکیشون خوشبختی و اون یکی سعادت

سال ۹۲ میان سراغت !

—————————

خواستم برات سبزه عید بفرستم گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش !!!

—————————
عید واقعی از آن کسی است که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول سال را

نوروز ۹۲ بر شما مبارک . . .

—————————
با ارزوی ۱۲ ماه شادی ۵۲ هفته خنده ۳۶۵ روز سلامتی ۸۷۶۰ساعت عشق ۵۲۵۶۰۰دقیقه برکت ۳۱۵۳۰۰ثانیه دوستی سال نو پیشاپیش مبارک

—————————

عاقبت زمستون رفت و رو سیاهیش برای ما موند !

امضاء حاجی فیروز !!!

—————————

دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزو مندم

هر روزتان نوروز . . . سال ۹۲ مبارک

 

—————————

تو عید میوه ها گرون میشه ، قدر خودتو بدون گلابی !!!

—————————

شیشه می شکند و زندگی می گذرد.

نوروز می اید تا به ما بگوید تنها محبت ماندنی است

پس دوستت دارم چه شیشه باشم چه اسیر سرنوشت

نوروز ۹۲ مبارک

—————————

با تو از خاطره ها سرشارم.جشن نوروز تو را کم دارم

سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم . . .

—————پیامک تبریک سال نو————

لحظه ای که سال تحویل می شه

تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند می زنی

کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه

تا لبخند همیشه مهمون لبهات بمونه

سال ۹۲مبارک

—————————

در این نوروز باستانی خیال امدنت را به اغوش خسته می کشم

نوروز ۹۲ مبارک

—————————

 

بهار امسال بی تو برایم از پاییز غم انگیز تر است

نوروز مبارک

—————————

چه عجیب است رسم روزگار تویی که بهترین بهار را بریم

رقم زدی امسال با رفتنت بد ترین نوروز را تجربه میکنم

امید وارم شیرینی لحظهایت به اندازه تلخی لحظها هایم زیاد باشد

—————————

ستاره بختتان بالا
سپیده صبحتان تابناک
سایه عمرتان بلند
ساز زندگیتان کوک
سرزمین دلتان سبز
سال جدید مبارک

—————————

دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن خواهی برایت آن بماند
بپایت ثروتی افزون بریزد
که چشم دشمنت حیران بماند
تنت سالم سرایت سبز باشد
برایت زندگی آسان بماند
تمام فصل سالت عید باشد
چراغ خانه ات تابان بماند

—————————

اس ام اس سرکاری مخصوص عید نوروز ۱۳۹۲

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز، نوروزتان امروز،

امروزتان دیروز، دیروزتان پیروز، پیروزتان هر روز، اسگول شدی امروز!

————————

با توجه به گران شدن نرخ sms پیشاپیش نوروز ۹۳, ۹۲

تولدت ، تولدم ، پیوندتان و قدم نورسیده مبارک.نور به قبرت بباره !!

—————————

><(((>
><(((>
><(((>
من اولین کسی بودم که برای تو ماهی عید فرستادم.
سال نو مبارک
—————————
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که دادی مرواد از یادت
سال نو و نوروز باستانی مبارک
—————————
سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
نوروز مبارک
—————————
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
—————————

 

مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید
سال نو مبارک
—————————
دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز
—————————
سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز ۹۲ مبارک
—————————
با آرزوی
۱۲ ماه شادی،
۵۲ هفته پیروزی،
۳۶۵ روز سلامتی،
۸۷۶۰ ساعت عشق،
۵۲۵۶۰۰ دقیقه برکت،
۳۱۵۳۰۰۰ ثانیه دوستی.
سال نو مبارک باد
————تبریک سال نو شمسی—————
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
********سال نو مبارک********


—————————
><(((>
><(((>
><(((>
من اولین کسی بودم که برای تو ماهی عید فرستادم.
سال نو مبارک
—————————
بهار بهترین بهانه برای آغاز، وآغاز بهترین بهانه برای زیستن است
آغاز بهار بر شما مبارک
—————————
چند روز دیگه بهار میاد و همه چیز رو تازه می کنه، سال رو، ماه رو،
روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به
همه اون تاز گی می ارزه، «دوستیمون»!
—————————
عاقبت زمستان رفت و رو سیاهیش برای ما موند
..

….
….
امضا
حاجی فیروز
—————————
سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
نوروز مبارک
—————————


بهار،نـیم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد!
دوست عزیز سبز ترین و همیشگی ترین بهار ها را برایت آرزو مندم
—————————
سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز مبارک
—————————
نزدیک عیده، توی خونه تکونیه دلت، مارو بیرون نکنی!!!
—————————
امروز ۲ نفر از من آدرس و شماره تلفن تو رو گرفتن که بیان پیشت
منم دادم. سال دیگه می یان سراغت
یکیشون خوشبختی بود
اون یکی هم موفقیت
—————————
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
—————————
سلام، ببخشید این موقع شب بیدارت کردم.
.
.
خواستم یادآوری کنم: سال نو شده.
.
.
.
کم کم باید از خواب زمستونی بیدار بشی
—————————


ز کوی یار می آ ید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی . نوروز مبارک
با تبریک سال نو
—————————
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
—————————
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید
سال نو مبارک
—————————
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
******** سال نو مبارک ********
—————————
دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز

—————————

دمت گرم بابا.خیلی با حالی . . . . اولین گوسفندی هستی که دلت طاقت اورد و سبزه ها رو تا سیزده نخوردی

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: پنجشنبه 17 اسفند 1391 ساعت: 12:44


اروپا

آشنایی با کشورهای اروپایی

شناخت کشور سوئیس

 

حکومت : جمهوری فدرال 
مساحت : 41285 کیلومترمربع   
جمعیت :   6712000نفر
رشد سالانه جمعیت : 0/3 درصد   
پایتخت : برن
زبان
   : آلمانی فرنسوی
ایتالیایی
دین
 : مسیحی یهودی 

واحد پول : فرانک 

در سلسله­ جبال آلپ واقع شده وکشوری کوهستانی ومحصوردر خشکی است. زمستانهای آن بسیار سرد، با بارش فراوان  برف، و تابستانهای آن ملایم، با میانگین دمای 19 درجه  سانتی گراد، در گرمترین ماه سال می باشد و بارش باران،  فقط به تابستان محدود می شود. محصولات عمده کشاورزی  سوئیس شامل: گندم- علوفه- سیب زمینی و جو است.  دامپروری در این کشور، رواج بسیار داشته، و باعث شده که سوئیس، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان لبنیات در جهان باشدصنایع دستی، نقش مهمی در اقتصاد این کشور، ایفا می کند.همچنین، توریسم، از یکی از منابع مهم درآمدهای دولت محسوب می شود. به علت سابقه بی طرفی سوئیس در جنگ جهانی دوم،هم اینک، این کشور، مرکز استقرار بعضی از سازمانهای بین المللی است. درآمد سرانه مردم سوئیس بسیار بالا بوده و جزء ثروتمند ترین ملل جهان به شمار می آید. این کشور از لحاظ ارائه خدمات مالی، به خصوص بانکداری از شهرت جهانی برخودار است

سوئیس در اروپای غربی و از شمال به آلمان از شرق به اتریش از جنوب به ایتالیا از غرب به فرانسه محدود می گردد. بخشی از این کشور دارای هوای نیمه آلپی و دارای دریاچه های متعددی است که منشاء یخچالی دارند سوئیس مردمی سختکوش و پرتلاش، صرفه جو و علاقمند به تحصیل و در عین حال خشک و سختگیر دارد. اصول اقتصادی را همه رعایت می کنند و در خصوص رقابت در بازارهای جهانی، مدیون فعالیت خستگی ناپذیر دانشمندان و مخترعین خویش است. غرق شدن سوئیسی ها در تجارت و جزئی فروشی و امتناع از راه دادن عواطف و احساسات، موجب ساخت ساعتهای نفیس و ایجاد و بانکهای فوق العاده موفق در جهان گردیده است.



این کشور پول محور است و حتی تحصیلات در آن به پول بستگی دارد. در صنایع کوچک ثروتمند و در صنایع بزرگ فقیرند.

کشور سوئیس دارای وسعتی معادل 944/15 میل مربع است و واحد پول این کشور فرانک می باشد.

 تاریخ

سلت ها اولین ساکنان سوییس بودند. تیره ای از این قوم که هلوتیا (Helvetia) نام دارند پیش از تسلط رومیان بر سوییس، در کوهستان های ژورا و آلپ ساکن شدند و آنجا را هلوتیا نامیدند. هلوتیا در سال ۵۸ پیش از میلاد به تصرف ژولیوس سزار امپراطور روم درآمد. در قرن پنجم میلادی، ژرمن ها به این سرزمین وارد و در ساحل غربی رود آر ساکن شدند. ژرمن ها و اقوام بورگون (Burgun) و فرانک جامعه ای مستقل تشکیل دادند. آنها در سال ۶۳۹ میلادی، دولتی را بنیان گذاشتند که بعدها فرانسه نامیده شد. در سدهٔ نهم بین سوابیا (Swabia)و بورگوندیها (Burgundians) تقسیم و در سال ۱۰۳۳ تحت نظارت امپراطوری مقدس روم وحدت پیدا کردند. حکومت منطقه در قرن سیزدهم بین کنت ها و خاندان هابسبورگ) و حکمرانان محلی تقسیم شد. در سال ۱۲۹۱،سه منطقهٔ اوری (سرزمین فعلی سوییس)و شوایتس (schweiz) و اولتروالدن (Ulterwalden) اتحادیه ای تشکیل دادند که اساس کنفدراسیون سوییس قرار گرفت.

شهرهای مهم

برن: از سال 1848 برن پایتخت کنفدراسیون سوئیس و مرکز دولت فدرال بوده است. امروز شهر برن عمدتاً مرکز اداری ایالت و کشور سوئیس است و سازمان های بین المللی چندی را نیز مانند: اتحادیه جهانی پست، اتحادیه مخابرات از راه دور و تعدادی ارگانهای اجرایی سازمان ملل را درخود جای داده است. صنایعی که در برن مستقر هستند عبارتند از: شکلات سازی، مبلمان سازی، رادیو سازی، تسلیحات و نساجی، این شهر دارای یک مرکز بورس نیز هست.

ژنو: این شهر دروازه سوئیس از سوی فرانسه است. این شهر به موازات اهمیت اقتصادی، از نظر سیاسی هم مهم است زیرا که سازمان هایی مانند: دفاتر اروپایی سازمان ملل، صلیب سرخ جهانی: سازمان بهداشت جهانی، سازمان تحقیقات اتمی اروپا و کاخ ملت های سازمان ملل متحد در آن جای دارند. آیین مردم ژنو، پروتستان است و شورای جهانی کلیساها و انجمن دختران مسیحی و انجمن پسران مسیحی نیز در این شهر قرار دارد.

ژنو از شهرهای مدرن است اما تاریخ این شهر به زمان آبنشینان اولیه برمی گردد. نام ژنو اولین بار در نوشته های ژولیوس سزار دیده می شود و این دلیل آن است که این شهر لااقل 2000 سال قدمت دارد.

زوریخ: زوریخ بزگترین و پیشرفته ترین شهر در کشور سوئیس است. زوریخ از نیمه قرن 19 مرکز عمده صنعت و بازرگانی این کشور بوده است. امروز صنایع ماشین افزار، وسایل برقی، ابزار دقیق، دوربین ها و سایر وسایل چشمی، کاغذ سازی و کتان وجواهر سازی در این شهر مستقرند. این شهر از مراکز مهم بانکداری و بیمه نیز هست.

بال: دومین شهر بزرگ سوئیس است. قدیمی ترین دانشگاه های سوئیس در این شهر قرار دارند.

لوزان: به دلیل دانشگاه و مدارس خصوصی بسیارش به عنوان مرکز آموزشی سوئیس شهرت یافته است.

سن گال: این شهر دارای موزه های زیبا و آثار تاریخی است.

آپنزل: این شهر در میان تپه ماهورها قرار دارد. و به این خاطر دارای جذابیت زیبا و قدیمی است.

لوگانو: از شهرهای تفریحی و بهداشتی معروف سوئیس است.

 اقوام، نژادها و روابط آنها

مردم سوئیس آریایی نژاد و سفی پوست و از چهار شعبه مختلف اند:

1) نواحی شمالی شرقی که از نژاد آلمانی ژرمن هستند و تعدادشان حدود 68 درصد سکنه کل سوئیس است؛ 2) نواحی جنوب غربی که از نژاد سلت هستند، 3) نواحی جنوبی از نژاد لاتینی، 4) نواحی شمالی که از نژاد قدیمی ارت هستند.

 زبان و خط

در قانون اساسی سوئیس از سه زبان رسمی و چهار زبان ملی یاد شده است. زبانهای رسمی عبارتند از: فرانسه، آلمانی، ایتالیایی، در نتیجه نام سوئیس، سه اسم رسمی دارد: «شوایز» به آلمانی، «سوئیس» به فرانسه و «سوایزر» به ایتالیایی تمام قوانین ملی به این سه زبان نوشته می شود.از دیگر زبانهای خارجی غیر مرسوم در کشور سوئیس، زبان «امانش» است که ارتباط نزدیکی با لاتین دارد و می توان گفت که تقریباً 1 درصد سوئیسی ها به آن تکلم می کنند.حدود 70 درصد از مردم سوئیس به شکلی خاص از آلمانی صحبت می کنند که آلمانی سوئیسی نامیده می شود. آلمانی سوئیسی یک زبان جداگانه و مخصوص است به نحوی که مردم آلمانی زبان سایر قسمت های اروپا به سختی آن را درک می کنند. در نواحی مختلف سوئیس این زبان و نامش فرق می کند. اما هرکجا که آلمانی سوئیسی رایج است در مطبوعات و رادیو و تلویزیون از زبان آلمانی استاندارد استفاده می شود.

زبان فرانسه را حدود 20 درصد مردم سوئیس به آن صحبت می کنند. ایتالیایی هم زبان 10 درصد از مردم این کشور است. اما ایتالیایی و فرانسوی که سوئیسی ها به آن تکلم می کنند اختلاف چندانی با آنچه فرانسه و ایتالیا به آن صحبت می کنند ندارد.

 حکومت

کنفدراسیون سوئیس دارای پیشینه تاریخی 700 ساله است و تاریخ استقرار و بنیانگذاری آن به سال 1291 بازمی گردد. بدین لحاظ، این کشور را، با نظام سیاسی خاص حاکم بر آن، می توان جز کهن ترین نظام های حکومتی و از معدود دموکراسی هایی دانست که در دوران سیاه موسوم به «قرون وسطی» متولد شد. تاریخ سوئیس با اقدام سه کانتون سوئیسی (اوری، شواتیس، نیدوالان) در جهت ایجاد یک نظام کنفدرالی در سال 1291 آغاز گردید. و تنها کشور اروپایی است که همواره «جمهوری» بوده است.کنفدراسیون سوئیس حاصل اتحاد ایالاتی است که بر اساس پیمانی موافقت نمودند برای حفظ منافع خود یک حکومت مرکزی را بوجود آورند. این حکومت فدرال و دموکراتیک، دارای یک قوه قانونگذاری به نام «مجمع فدرال» یک قوه اجرایی به نام «شورای فدرال» و یک قوه قضاییه به نام «دادگاه عالی فدرال» است. امتیازات و وظایف سه قوه مذکور را قانون اساسی فدرال معین نموده است. کنفدراسیون سوئیس مرکب از 20 کانتون و 6 نیمه کانتون، دارای یک قانون اساسی می باشد دولت سوئیس یک ساختار فدرالیستی است که در آن برای کانتون ها سهم قابل توجیه از آزادی، اتخاد تصمیمات سیاسی و خودمختاری در نظر گرفته شده است. در واقع حقوق مردمی در کانتون ها و کمون ها (نیمه کانتون ها) بطور کلی بر اساس حقوق فدرال است ولی در جزئیات، ویژگی های خاص منطقه را داراست.

مدل حکومتی سوئیس از نوع سیستم معاهده ای است. خصوصیات اصلی رژیم معاهده ای، اجتماع تنگاتنگ قوه مقننه و قوه مجریه می باشد که در اختیار یک واحد و به نفع پارلمان قرار می گیرد. پارلمان به نحوی است که می توان گفت، خود، قوه مجریه را اعمال می کند و یا به عبارت دیگر در این سیستم قوه مجریه وجود ندارد. دومین خصیصه این سیستم آن است که رئیس حکومت و اساساً «نهاد حکومت» وجود ندارد و کارها بوسیله پارلمان انجام می گیرد. در این سیستم، قوه مجریه در دست پارلمان است. این قوه توسط «شورای فدرال» که اعضای آن به وسیله پارلمان برای مدت 4 سال انتخاب می شوند، اعمال می شود. این شورا مطیع پارلمان است و هیچ هویت مستقلی از خود ندارند و اعضای آن تحت کنترل و نفوذ پارلمان قرار دارند.

 قوه مجریه

در رأس قوه مجریه شورای فدرال قرار گرفته است. این شورا دارای 7 عضو است که با رأی مجلسین در یک نشست مشترک انتخاب شده و تا هنگامی که خود استعفا ندهند در مقام مربوطه باقی خواهند ماند. برخلاف جمهوری های دیگر رئیس شورای فدرال که رئیس جمهوری کنفدراسیون خوانده می شود، هیچ تفاوتی با سایر اعضای شورا ندارد و این مقام بیشتر جنبه تشریفاتی دارد. برخلاف جمهوری آمریکا، اهمیت رئیس جمهور از اعضاء دیگر بیشتر نیست و تنها به صورت رئیس هیئت انجام وظیفه می کند. سوئیسی ها اصرار دارند او را فقط رئیس شورای فدرال بدانند. با این حال وی را رئیس جمهور کنفدراسیون می خوانند. به همین ترتیب می گویند، برن پایتخت سوئیس نیست، بلکه مقر دولت فدرال و مرکز اوامر کشور است.بر طبق قانون اساسی، بجز روحانیون، اعضای سایر قشرها حتی مجلسین می توانند کاندید عضویت در شورای فدرال گردند. اما عملاً فقط افرادی که از تجربه فراوان در امور مملکتی برخوردارند به عضویت شورا برگزیده می شوند. البته در این انتخاب، نواحی مختلف، زبانها و احزاب گوناگون را در نظر می گیرند.به طور کلی دولت فدرال تصمیم گیری در موارد زیر را به عهده دارد. حقوق مدنی، تجاری و جزایی ـ قوانین مربوط به ازدواج و اقامت ـ صادرات و واردات ـ امور دفاع ـ خدمات تلفن و تلگراف ـ کشاورزی ـ شکار و ماهیگیری ـ ضرب سکه و چاپ پول ـ نیروی هیدرولیک ـ اقتصاد ـ راه آهن ـ پل ها و جاده های مهم ـ بیمه اجتماعی ـ روابط بین الملل و سیاست خارجی.

رئیس جمهور سوئیس برخلاف ایالات متحده آمریکا دارای کاخ اختصاصی نیست، بلکه در خانه شخصی خویش زندگی می کند.

سالهایی که احزاب مختلف تا کنون در عضویت شورای فدرال بوده اند، عبارت است از:

1ـ حزب دموکرات آزاد به مدت 688 سال

2ـ حزب دموکرات مسیح به مدت 179 سال

3ـ حزب سوسیالیست به مدت 76 سال

4ـ حزب مردم سوئیس به مدت 63 سال

5ـ حزب لیبرال به مدت 2 سال

مجلس ملی به نمایندگی از ملت و مجلس ایالات یعنی نمایندگی کانتون ها می باشد، در اصطلاح مجلس ملی را «خانه پایین مجتمع» و مجلس ایالات را «خانه بالای مجمع فدرال» می خوانند. مجلس شورای ملی دارای 200 عضو است که از سوی مردم برای مدت 4 سال برگزیده می شوند. در شورای ایالتی هر کانتون 2 نماینده و هر نیمه کانتون دارای یک نماینده است. به این ترتیب مجلس شورای ایالات متشکل از 46 نماینده است. در مجلس شورای ملی 35 نماینده زن و در مجلس شورای ایالات 4 نماینده زن عضویت دارند. هزینه های هر دو مجلس سالانه 42 میلیون فرانک برآورد شده است.

قوه قضایی مرکب است از دادگاه عالی فدرال با 26 قاضی که هر یک برای 6 سال انتخاب شد اند و از حقوقدانان و دانشمندان طراز اول به حساب می آیند. این دادگاه عالی ترن مرجع قضایی کشور است.

هر فرد سوئیسی می تواند از 20 سالگی رای دهد. از نظر اقتصادی سیستم کاپیتالیستی و آزاد می باشد و نتیجه رفراندوم مبنی بر حق اتحادیه های تجاری و نمایندگان روستائیان شاغلین کسب های کوچک و بزرگ نسبت به مشاوره دولت با آنان قبل از اقدام دولت به وضع قانون به رغم مخالفت دولت از نمونه آزادی های اجتماعی و فرد محسوب می شود. زنان پس از رفراندوم سال 1971 حق رأی دارند و در انتخابات پارلمان شرکت می نمایند.

در سطح سوئیس شهروندان نه فقط این امکان را در اختیار دارند که نمایندگان خود را به پارلمان اعزام داراند بلکه در مورد پی نویس های موارد قضایی و نیز مربوط به قانون اساسی شخصا اعلام نظر می کنند. در قانون که به طور ویژه ای از اهمیت برخوردارند بطور بارزی مشخصه سیستم سوئیس می باشند. حق پیشنهاد و حق رفراندوم مثلا هر گونه تغییری در قانون اساسی با نظر ملت صورت گیرد. در حق پیشنهاد امکان آن وجود دارد که ملت در سطح فدرال پیشنهاد دهد که بازنگری در کل قانون اساسی صورت دهد.

 قانون اساسی

قانون اساسی سوئیس در سال 1848 تدوین شد و در سال 1874 مورد تجدید نظر قرار گرفت. قانون اساسی این کشور دارای 123 ماده است که حقوق شهروندان و نهادهای حکومتی را مشخص می کند. بر طبق قانون اساسی، کنفدراسیون سوئیس به تعدادی ایالت های متحد تقسیم می شود که در چارچوب مرزهای خود از اختیار تام برخوردار هستند مگر در مواردی که قانون اساسی قدرت آنان را محدود کرده است و اختیاراتی به دولت فدرال تفویض نموده است.

 اوضاع اقتصادی

در پایان جنگ جهانی دوم و در همان زمانی که سایر کشورهای صنعتی سعی در خارج نمودن اقتصاد خود از آشفتگی های پس از جنگ می نمودند، سوئیس به ابزار تولید و نیروی کار دست نخورده ای مجهز بود که راه را برای توسعه کشور هموار ساخت. از همان زمان مشخصه اقتصاد سوئیس به صورت افزایش مداوم اشتغال و تولید تجلی می کرد و بسیاری از مؤسسات سوئیسی توانستند تا اولین رده های اقتصاد جهانی ارتقاء یابند. سوئیس46 درصد از تولیدات ملی خود را صادر می کند ولی بالا رفتن هزینه تولید، موجب گردیده که در بعضی زمینه های صنعتی، سوئیس کیفیت تولید خود را تا سطح غیرقابل رقابت افزایش می دهد.

این کشور سالیان دراز از نظر اقتصادی در موقعیت ممتازی قرار داشت. سال 94 به علت رشد عظیم اقتصادی سایر کشورها از نظر قدرت سرانه اقتصادی، سوئیس از رده چهارم به رده ششم جهانی سقوط کرد.به اظهار یک کارشناس مسائل سوئیس، هر چند تولید ملی سوئیس نسبت به جمعیت در بسیاری از کشورهای پیشرفته بالاتر است ولی قدرت خرید مردم با توجه به هزینه های سنگین اجتماعی و مالیات های گوناگون از کشورهای همسایه یعنی فرانسه و ایتالیا با توجه به استانداردهای زندگی در سوئیس پایین تر است و از سوی دیگر هزینه تولید در کشور 35 درصد از متوسط کشورهای پیشرفته بالاتر است. اما این موضوع به دلیل کیفیت بالای کالاهای تولید لطمه ای به صادرات وارد نکرده است.از سال 1980 تا کنون هزینه های رفاه اجتماعی در بودجه سوئیسی بیش از 50 درصد افزایش پیدا کرده است.

 وضعیت زنان در جامعه

4/3 میلیون نفر یعنی معادل 51% جمعیت کل کشور را زنان تشکیل می دهند. اگر چه زنان از سال 1976 از حقوق مساوی با مردان در زمنیه انتخابات پارلمانی برخوردار شدند، اما در مواردی موقعیت بسیار خوبی در مجامع سیاسی و رده های گوناگون نظام حکومتی نمی باشند. در مجلس شورای ملی سوئیس از مجموع 200 نماینده، 35 نفر زن هستند.در مجلس شورای ایالتی (سنا) از مجموع 46 نماینده فقط 4 زن وجود دا رد که این رقم معادل 8/7 % نمایندگان مجلس شورای ایالتی است.

در سوئیس زنان مانند مردان آموزش نظامی دیده و به همراه مردان در واحدهای نظامی خدمت خواهند کرد. البته برای زنان به گونه ای برنامه ریزی شده که بتوانند بیشتر به خانواده و وظایف مادری بپردازند.

شورای فدرال سوئیس در سال 1987 کنوانسیون عدم تبعیض علیه زنان را امضاء کرده است. اگرچه در قانون اساسی سوئیس جزئیات اصل تساوی حقوق زن و مرد مشخص شده، لیکن هنوز تساوی حقوق کاملاً به مرحله اجرا درنیامده است. در همین راستا شورای فدرال به منظور پیاده کردن کامل اصل تساوی حقوق زن و مرد در سال 1976 نظر مساعد خود را با تشکیل سازمان برابری حقوق زن و رمد و رسیدگی به حقوق زنان اعلام نمود که جزئیات آن در قانون اساسی مشخص گردیده است.در حال حاضر بیش از 30 سازمان غیردولتی زنان در سوئیس فعالیت دارند.

اکثریت زنان سوئیس احساس می کنند که در زمینه مشاغل و پست های اجتماعی و سیاسی مورد تبعیض واقع می شوند. تحقیقات مجله بوند نشان می دهد 92 درصد زنان دستمزد کمتری نسبت به مردان دریافت می کند و 85 درصد نیز بر این باورند که جنسیت آنان اثرات منفی بر شغل آنها دارد.

 دانشگاه ها

در سوئیس کلاً 7 دانشگاه و 2 دانشگاه فنی فدرال وجود دارد.

جان کالون (1536) دانشگاه ژنو را که در همه اروپا معروف است و یکی از 4 دانشگاه بزرگ سوئیس است را تأسیس نمود. اهمیت این شهر (ژنو) در زمان فرمانروائی کالون زیاد شد و مرکز مطالعات روحانی گردید و پروتستان های رانده شده از همه جای اروپا بدانجا روی آوردند.مدرسه علوم الهی در لوزان در سال 1537 تأسیس شد و بعدها در سال 1890 به دانشگاه تبدیل شد. در شهرهای فریبورگ، نوشاتل و برن نیز یک دانشگاه قرار دارد که مراکز تدریس علوم به علاقه مندان در سراسر سوئیس است.در کل حدود 99% مردم سوئیس باسواد هستند.

 ادیان و مذاهب

طبق آمارگیری موسسه تحقیقات آماری Link طی یک نظرخواهی در مورد امور مذهبی نتایج زیر حاصل گردید.اگرچه 53% مردم سوئیس به زندگی بعد از مرگ، 39% به جن و انس، 38% به شیطان و 40% به روز قیامت اعتقاد دارند. اما 36% مردم سوئیس به زندگی بعد از مرگ، 53% به جن و انس، 53% به شیطان و 50% به روز قیامت اعتقاد ندارند. به علاوه 11% مردم هنوز نسبت به زندگی بعد از مرگ، 8% در مورد جن و انس، 6% به شیطان و 10% نسبت به زندگی بعد از مرگ مردد هستند.

در مجموع 81% مردم سوئیس علاقمند به غسل تعمید، 77% خواستار انجام مراسم ازدواج در کلیسا و 12% متمایل به برگزاری مراسم دفن و تدفین توسط مقامات روحانی کلیسا هستند. البته هنوز 13% نسبت به غسل تعمید، 19% با انجام مراسم ازدواج در کلیسا و 14% به برگزاری مراسم تدفین توسط کشیش ها نظر موافق ندارند. 3% مردم نسبت به انجام غسل تعمید، 4% به لحاظ انجام مراسم ازدواج در کلیسا، 4% به برگزاری مراسم دفن و تدفین توسط کشیش ها مخالف هستند.

در سوئیس1/1 میلیون نفر مسیحی کاتولیک زندگی می کنند و شهر بازل مهمترین حوزه اسقفی کلیسای کاتولیک می باشد. به دلیل نظام کنفدراسیون و استقلال کانتون ها سوئیس سر اسقف ندارند.

نسل جوان امروزه دوباره به کلیسا روی آورده و کلیسا به خواسته های آنها توجه پیدا کرده است کلیسا خدمات اجتماعی خوبی را ارائه و برنامه های سازنده ای برای نسل جوان تدارک می بیند. مسئولین کلیسا ها در بیمارستان ها، مراکز معلولین، کودکستان ها، خانه های سالمندان نقش عمده ای دارند. آنها از طرف دیگر می کوشند تا هماهنگ با پیشرفت های علمی و نیاز جامعه به سئوالات و خواسته های مذهبی نسل جوان پاسخ دهند. طبق تحقیقات موسسه Link در رابطه با مسیحست در سوئیس، این نتیجه به دست آمده است که سوئیس ها مردمی مذهبی و پایبند به اصول دینی هستند، 81 درصد مردم به خدا اعتقاد دارند.کلیسای مونترو که در شهر برن قرار دارد، بر سر در آن نوشته در سال 1421 پس از میلاد مسیح در یازدهم ماه مارس، اولین سنگ بنای این کلیسا نهاده شد. برج بسیار بلند این کلیسا در همه سوئیس بی نظیر است. این کلیسا از جهت پنجره های شیشه ای رنگارنگ و کنده کاری های روی چوبش معروف است.کلیسای «بندیکتن» که در مرکز ایالت شافهرزن در اوایل قرن 11 میلادی بنا گردیده و زنگ معروف «شیللر» که در اواخر قرن 15 ساخته شده است در آن قرار دارد.کلیسایی در دهکده مورکوته که در قرن 13 بنا شده است با داشتن 360 پله واقع در کوهستان است.

 

 

برچسب: نویسنده: erfan تاريخ: سه شنبه 8 اسفند 1391 ساعت: 17:11

علل حمله ي چنگيزخان مغول به ايران
بابا علي محمدي آذر
فوق ليسانس تاريخ
يورش مغولان به ايران و تخريب نيمي بيشتر از اين سرزمين و كشتار ميليونها انسان رويدادي بود كه به گفته ابن اثير: « از بدو آفرينش آدم تاكنونهمانندش نيامده [1]» . موضوع ساده اي نيست كه فقط به تكبر و نخوت سلطان محمد خوارزمشاه نسبت داده شود . بعضي از مورخان را نظر بر اين است كه اگر خوارزمشاه سفرا و بازرگانان مغولي را نمي كشت اين تهاجم انجام نمي گرفت . اين نوع قضاوت براي اتفاقاتي كه از مهم ترين رويدادهاي تاريخي محسوب مي شود دليل پيش پا افتاده اي است در ريشه يابي تهاجم چنگيز به ايران و ديگر بلاد اسلامي علاوه بر جريان سفرا و تجار سرانگشت اتهام به ضرورت به سوي بغداد و ناصر خليفه عباسي كه محرك اصلي فتنه بوده دراز مي شود . در حالي كه تضادهاي دروني امپراطوري تازه تأسيس چنگيز و اشرافيت فئودال چادرنشين، در ارزيابيها ناديده انگاشته مي شود .سعي بر اين است كه در بررسي علل حمله چنگيز به ايران سه موضوع مذكور را مورد تجزيه وتحليل قرار داده و ديدگاههاي مختلف مورخان را بازگو نمائيم:
1 -
كشته شدن بازرگانان و سفراي مغول:
پس از مبادله سفرا بين ايران و مغولستان كارواني با مال التجاره زياد از طرف چنگيزخان روانه ايران شد اما كاروان مال التجاره در اترار غارت شده و به فرمان حاكم خوارزمشاه همة بازرگانان گردن زده شده بودند فرستادگان چنگيز قرباني آز و طمع و سوء ظن خوارزمشاه گشته بودند شايد سلطان محمد دستور قتل عام آنان را نداده بود ولي پس از ماجرا جانب حاكم خود را گرفت و از تسليم وي ممانعت كرد گذشته از آن اهانت ديگري نسبت به چنگيزخان روا داشت و آن صدور فرمان قتل سفير «ابن كفر ج بغرا» و تراشيدن ريش همراهان بود كه براي درخواست تسليم حاكم ارترا به دربار خوارزمشاه آمده بودند لازم به يادآوري است سفرا كه ايلچي يا آلچي ناميده مي شدند معرف يك عشيره يا قبيله بوده اند وضعيت خاصي داشتند و سفير وجودي مقدس به شمار مي رفت .
بنا به گفته ابن اثير: «انگيزة خوارزمشاه در كشتن بازرگانان مغول تنها آزمندي نبود بلكه مي خواست از گسترش روابط بازرگاني با خان مغول جلوگيري كند تا اسلحه و ساز و برگ به سپاهيان چنگيز نرسد . چه جاسوسان او خبر داده بودند كه مغولان سرگرم ساختن اسلحه هستند [2] . »
البته ابن اثير كشتار سفرا را تنها حمله به ايران نمي داند در اين باره مي گويد كه :«سبب تاخت و تاز مغولان به شهرهاي اسلامي غير از اينهاست [3]…»
محمد نسوي مي نويسد: « چنگيزخان از سلطان تسليم ينال (غايرخان) را خواست و سلطان از ترس لشكريان و امراء بزرگ كه از خويشان ينال بود خواستة چنگيز را اجابت نكرد و اعتقاد كرد كه اگر با چنگيزخان جواب به لطف گويد طمع او زادت شود خود را بگرفت و تجلدي نمود و فرمود تا آن رسولان بي گناه به قتل آوردند و به شومي آن چند قطره خون ناحق، خون چندين اهل اقاليم كه جمله مسلمانان بودند هدر شد و بهر قطره سيلي از خون حرام در جوي حسام بلكه بر روي رغام جاري گشت كينه اي توخت و جهاني سوخت [4].»
ابن العبري عقيده دارد كه بازرگانان مغولي به دستور خوارزمشاه كشته شدند و همين عمل باعث تحريك احساسات چنگيز و حمله بر ايران شد : «غاير خان براي سلطان كشتن تجار و تصرف اموال آنها را به عنوان يك كار خوب جلوه داد و سلطان محمد به او اجازه داد آن امير تمام تجار را كشت مگر يكي از آنها كه توانست از زندان فرار كند … اين عمل سلطان محمد در نظر چنگيزخان يك مصيبت بزرگي جلوه كرد و بي نهايت متأثر شد و خواب از سرش پريد … و به بالاي يك تپه بلند رفت و سرش را برهنه كرد و به سوي خدا تضرع و زاري كرد و از خدا كمك مي طلبيد تا او را ياري كند و او بتواند انتقام اين ظلم را بگيرد… [5
وصاف گويد:«چنگيز از اين عمل سلطان محمد سخت برآشفت در سال 615 ه ق با لشكري از تاتار قصد ممالك سلطان محمد كرد ابتدا قاصدي بفرستاد كه به دست خود آب صاف صلح و صفا را گل كردي و آتش هوي را به باد خود رأيي تيره ساختي جنگ را آماده باش كه به هر قطره خون بيگناهان سلامت جوي ، جويي از خون چون جيحون روان خواهد شد و در عوض هر قيراط دينارها پرداخته خواهد گشت. [6
بار تولد در تركستان نامه كشته شدن سفراء و بازرگانان را علت اصلي حمله ندانسته و مي نويسد:
«
گسترش امپراطوري عظيمي مانند امپراطوري مغول پس از پيروزي مغولان در چين شمالي و تركستان شمالي و تصادم آن با امپراطوري خوارزمشاه ديگر گريزناپذير شده بود مسأله انتقام گرفتن خان مغول از خوارزمشاه به خاطر كشتن فرستادة خان دليل نيرومند براي جنگ بوده اما علت اصلي نبوده … [7
همين نويسده در اثر جديدش علت اصلي رامتوجه سلطان محمد خوارزمشاه نموده و مي نويسد:
«
مقايسه اطلاعات موجود در منابع اسلامي و برخورد آنها با اين پيكار ما را به اين نتيجه مي رساند كه جنگ ميان خوارزمشاه و چنگيز اگر از جانب خوارزمشاه برافروخته نشده باشد دست كم با نيات جهانگشايانة تسريع شده و نه با نيات جهانگشايانه چنگيزخان [8]».
با بار تولد مي توان موافق بود كه كشتن فرستاده خان دليلي نيرومند براي جنگ بوده اما علت اصلي نبوده و بعد از واقعه اترار جنگ اجتناب ناپذير شده بود .
2
نقش خليفة عباسي در كشاندن مغولان به بلاد اسلامي:
خليفه عباسي الناصر لدين الله با سلطان محمد خوارزمشاه ميانه خوبي نداشت و از هر فرصت ممكن براي تحريك حكومتهاي محلي در شرق عليه خوارزمشاه استفاده مي كرد و قدرتمندي سلطان محمد براي دستگاه خلافت چنان خطري بود كه خليفه باطناَ بي ميل نبود كه حريف خود را به دست مغولان بيند و از شر او راحت گردد. براي اثبات اين ادعا شواعد تاريخي زياد وجود دارد كه به چند مورد اشاره مي شود :
ابن اثير كه خود ناظر آخرين دوره خلافت عباسي و حملات مغول بوده است با صريح ترين تعبير نقش خليفة عباسي الناصر لدين الله را در كشاندن مغولان به سرزمينهاي اسلامي تأييد كرده و مي نويسد:
«
آنچه ايرانيان به او نسبت داده اند كه او مغولان را در مورد بلاد اسلامي به طمع انداخته و در اين رابطه با آنها به نامه نگاري پرداخته درست است اين ضربة عظيمي است كه هر گناه بزرگي در مقابل آن كوچك است [9
ابوالغداء (729 ه ق ) يكي ديگر از مورخين اهل سنت نيز اين امر را تأييد كرده و مي گويد :
«
از دشمني كه ميان ناصر و خوارزمشاه وجود داشت ناصر مي خواست كه خوارزمشاه گرفتار آنان (مغولها) باشد و قصد عراق نكند [10] . »
در ورايت ديگري از قول «روبروك» كه خود در دستگاه مغول بوده آمده است كه : «بار ديگر سفير خليفه بقرافروم رسيد اين فرستاده مأموريت داشت تا با امپراطور جديد قرارداد صلح منعقد سازد و متعهد گردد كه ده هزار سوار براي پيشبرد فتوحات در ايران در اختيار مغولان گذارد خان مغول خواستار آن بود كه خليفه تمام استحكامات قلاع خود را ويران كند و البته اين پيشنهاد توسط سفير خليفه رد شد [11]».
ميرخواند صاحب روضه الصفا مي نويسد: «خليفه از روي ناچاري به اين فرمانروا يعني تموچين روي آورد تا خطري را كه از جانب همسايگان متوجه قلمرو خلافت بود دفع نمايد [12].»
پاول هرن نيز عقيدة استمداد خليفة عباسي از خان مغول را تأييد كرده و مي نويسد : « بايد گفت در اين موقع هستي خليفه در خطر بود زيرا خوارزمشاه مصمم بود خليفه را از سياسي ظاهري و روحاني محروم كند و به جاي او يك خليفه از علويان منصوب دارد و ناصر لدين الله از ترس جان چنگيزخان را براي حمله به ايران تشويق كرد چنگيزخان در اجابت اين دعوت فرصت را از دست نداد [13].»
اشپولر با استناد به نوشته ميرخواند اين توهم را كه ارتباط خليفه با چنگيزخان از ناحيه مخالفان مذهبي خليفه طرح شده باشد رد كرده و مي نويسد: «اكنون نمي توان با اطمينان گفت كه آيا خليفه خود در وارد كردن بزرگترين ضربة تاريخ بر عالم اسلام مصمم بوده است يا نه . اما سر زدن چنين عملي از الناصر لدين الله كه سخت سرگم سياست بود غيرممكن نمي نمايد چون ميرخواند در ارسال اين پيغام از جانب خليفه به خان مغول ترديدي نداشته است مي توان گفت كه در آن عصر ديگران نيز آن را متحمل مي دانسته اند از آن گذشته به دشواري مي توان پذيرفت كه در قرن نهم به منظور سود جويانه اي چنين خبري را اشاعه داده باشد [14] . »
بارتولد معتقد است كه چون ميان خوارزمشاه و بغداد كدورتي بوده اين خبر به صورت شايعات مبهم انتشار داشته است بدين سبب تصور نمي رود كه خبر مربوط به دعوت مغولان از طرف ناصر خليفه عليه خوارزمشاهيان شايان توجه و مهم باشد [15] . ولي بار تولد در اثر جديدش كه در سال 1926 م يعني پنج سال پيش از مرگش در تركيه مجموعة سخنرانيهائي داشته و با نام تاريخ تركهاي آسياي ميانه به فارسي ترجمه شده است نظريه قبلي خودش را تا حدودي تعديل و به واقعيت نزديك شده و تلويحاَ نامه نگاريها و نقشه هاي خليفه را بي تأثير در جنگ ندانسته و مي گويد : «مسئله بسيار مهم براي ما تصادم ميان چنگيزخان و محمد خوارزمشاه است اين برخورد تاكنون بيشتر نتيجه هدفهاي جهانگشايانه قلمداد شده و اغلب كوشيده اند ثابت كنند كه حتي خارجيان به خصوص ناصر خليفة عباسي بغداد چنگيزخان را به طرح نقشه هاي وي برنيانگيخته باشند دست كم با نفوذ خود از او حمايت كرده اند با وجود اين ، مقايسه اطلاعات موجود منابع اسلامي و برخورد آنها با اين پيكار ما را به اين نتيجه مي رساند كه بعد از واقعة اترار حمله مغولان بر ضد قلمرو شاه خوارزم اجتناب ناپذير شده بود و نيازي به تحريكات ناصر خليفه يا شخص ديگري براي اقدام با اين حمله نبود [16]. »
عباس اقبال گويد: « اگرچه علت حملة چنگيز به ممالك خوارزمشاهي و بهانة او در اين اقدام امور ديگري بوده است و تنها دعوت خليفه او را بر اين كار وانداشته ولي رفتن سفيري از جانب ناصر پيش چنگيزخان و علت دشمني خليفة مسلمين با خوارزمشاه و دادن اطلاعات در باب احوال ممالك اسلامي كه لازمة دعوت خان مغول به جنگ با خوارزمشاه بود چنگير را مايل و جري كرده [17]… »
3
نقش تضادهاي دروني امپراطوري چنگيزخان در حمله به ايران:
عده اي از محققان تاريخ مغول را عقيده بر اين است كه از زماني كه چنگيزخان مغولستان را يكپارچه كرده و قدرت جنگاوري خود را محكم ساخته بود برخورد بين ايران و مغولها غيرقابل اجتناب بود و در واقع چنگيزخان متكي بر اشرافيت فئودال چادرنشين بود لذا سياستهاي وي تحت تأثير نيازهاي اين اشرافيت قرار داشت . پيكولوسكايا محقق روسي مي نويسد : «محرك سياست جهانگشاري چنگيزخان همانا منافع اعيان چادرنشين فئودال شده بود از قديم درآمد اعيان مذبور را نه تنها بهره كشي از آراتها (سرف) تشكيل مي داد بلكه به همان اندازه از جنگهاي غارتگرانه ميان اولوسهاي مجاور منتفع مي شدند از آنجا كه پس از وحدت مغولستان جنگهاي داخلي در آن كشور متوقف شد اعيان چادرنشين كه نمي خواستند از غنايم جنگي محروم گردند به فتوحات خارجي و جهانگشايي متمايل مي شدند و از آنجايي كه موفقيت در اين جنگها مستلزم وجود يك حكومت نيرومند و تنسيقات سخت نظامي بود اعيان مغول با كمال وفاداري به خدمت چنگيزخان كمر بستند [18]. »
چنگيزخان مي دانست تنها سياست استيلاجويانه مي تواند وفاداري اشراف چادرنشين مغول را براي وي تأمين كند و او را از خيانت، سركشي و جنگهاي داخلي و امپراطوري ساخت وي را از فروپاشيده شدن سريع در امان دارد گذشته از اين چيره شدن بر سرزمينهايي ديگر مي بايست خصومتهاي طبقاتي ميان اشراف و توده كوچ نشينان وابسته ـ آراتها ـ را كه در جامه مغول پديد آمده بود فرونشاند و سست گرداند. [19]
مواردي از نشانه هاي تضاد در ميان اشراف و توده هاي محروم را در مبحث قشربندي جامعه ايلاتي به اجمال مرور كرديم و از قول واسيلي يان آورديم كه چنگيز چگونه وعده تسلط بر ثروتمندترين كشورهيا جهان را به پيروانش مي دهد و نيز به است آنها قول مي دهد كه در اندك زماين توانگر شده و با غنايم و احشام زياد مواجه خواهند شد .

نويسندة تاريخ امپراطوري زرد مي گويد: « چنگيز سياست دو پهلو داشت او براي بدست آوردن فرصت سياست ترغيب و تهدي را در يك زمان اجرا مي كرد وعدة صلح مي داد و در عين حال آمادة جنگ مي گشت . چنگيزخان مي دانست كه زمان به سود وي مي چرخد تخت سلطنت سلطان محمد به لرزه افتاده بود بي شك وقت آن مي رسيد كه سردار مغول بتواند در برابر جهانيان حق را به جانب خود جلوه دهد . چنگيزخان مردي خردمند بود و مي دانست كه بايد در جنگي بزرگ و پرمخاطره كه هدف آن نه تنها كسب پيروزي بلكه تأسيس يك دولت بزرگ عشايري بود كه مي بايست هزاران سال دوام داشته باشد خود را بي گناه و مظلوم جلوه دهد [20] . »
كارل بروكلمان نيز انگيزه هاي اقتصادي را در حملة مغول به ايران مؤثر دانسته و گويد:
«
شايد انگيزه هاي اقتصادي مانند آنچه سابقاَ عربها را به كشور گشائي وا داشت يا مانند مبارزاتي كه ميان شبانان و نگاهدارندگان اسب در گرفت در اين حمله بي تأثير نبوده است. [21
استاد بسيار بزرگوار دكترحسين آلياري با ذكر دلائلي گناه تهاجم چنگيزخان به ايران را متوجه سلطان محمد خوارزمشاه مي كند . قبل از هيچ گونه اظهار نظري به بيان ديدگاه ايشان مي پردازيم:
«
مقصر اصلي در تحريك و هجوم مغول ها كه منجر به نابودي ميليون ها نفر مسلمان و تخريب و سوختن شهرهاي بي شمار اسلامي گرديد خود سلطان علاء الدين محمد مي باشد، غرور بيجا و فكر كوچك و طمع كاري بيش از اندازة او و از طرف ديگر ضعف و ترسي كه بر وجودش مستولي شده بود اين ضايعه اسفناك را برآورد به عقيدة من با علم به اينكه در حادثة اترار تركن خاتون و سرداران وابسته براي او دخالت تام داشته اند باز نبايستي سنگيني گناهان سلطان محمد را سبك ترش نمود و كوشيد تا تاريخ جديد اعتباري شايسته براي او در نظر بگيرد.

ما بر خلاف بعضي از محققين و متخصصين تاريخ مغول عقيده داريم كه اگر حادثه اترار به وقوع نمي پيوست و سلزان سياست مدبرانه اي اتخاذ مي نمود ايران در معرض حملات وحشيانه مغولها واقع نمي شود از يك طرف با تحقيق و مطالعه وقايع آن زمان مي بينيم كه مغولها احتياجي نداشتند تا نياز اقتصادي خود را از ايران تأمين نمايند و از طرفي هنوز مجادله بر عليه كوچلك خان پايان نيافته بود و مغول ها در چين و تنگوت گرفتاريهايي داشتند و نمي توانستند در سه جبهه جنگ را شروع نمايند و از طرف ديگر سياست خارجي خوارزمشاهيان طوري بود كه آن دولت را در نظر چنگيزخان بزرگ و پرقدرت جلوه مي داد ما براي تاييد مسايلي كه پيش كشيديم به يك دليل مهم اكتفا مي كنيم موقعي كه براي مغولها راهي جز جنگ باقي نماند و چنگيزخان تصميم به نبرد گرفت مدتي طول كشيد تا سپاه خود را براي اين هدف مهيب آماده سازد در حقيقت چنگيز هنوز آن قدرت را در خود نمي ديد كه هجوم آني را بر عليه ايران شروع نمايد . مي بينيم او تابستان 1219 م را در كنار رودخانه ارتيش مي گذارند و با تمام قدرت شروع به جمع آوري سپاه از قبايل مغولستان مي كند و اين آماده شدن تا سال 1220 م ادامه مي يابد . [22] »
با اينكه دلايل ارائه شده قانع كننده است اما در اين مورد با ديويد مورگان هم عقيده ام كه چنگيز دست كم دو اين مرحله تمايلي به درگيري نظامي با خوارزمشاه نداشت او در چين كاملاَ درگير بود و امپراطوري قابل توجهي را نيز به زير سيطرة خود درآورده بود كه هنوز به طور كامل هضم نشده و سامان پيدا نكرده بود اما چنانچه بر اساس تاريخ بعدي مغول و گسترش فتوحات آنها به داوري بنشينيم بي شك و در هر صورت خوارزم در نهايت مورد حمله قرار مي گرفت اما ماجرا به اين صورت پيش رفت كه خوارزمشاه كنترل اين قضيه را از دست چنگيزخان خارج كرد و با اعمال خويش جنگ را اجتناب ناپذير كرد [23] . در مجموع مي توان نتيجه گرفت كه ارادة خان مغول به كشور گشاي و حس توسعه طلبي شديد در ميان مغولان مي تواند انگيزه اصلي شروع جنگ باشد و بالطبع مغولان متوجه ضعف داخلي دولت خوارزمشاهي بودند در چنين شرايطي هجوم صحرانشينان به سرزمينهاي ثروتمنددتر اقوام با فرهنگ و تمدن امري اجتناب ناپذير بوده تنها برخورد سنجيده تر خوارزمشاه با فرستاده هاي چنگيزخان مي توانست هجوم مغولها را به تأخير انداخته و روابط بازرگاني و صلح آميز ادامه داشته باشد . بديهي است نه كشتار بازرگانان و ربودن اموال آنان قابل توجيه است و نه كشتن ميانجي و به قتل رساندن ايلچي و در خيانت و بلاهت دربار خوارزمشاهي هم نمي توان ادني ترديدي داشت ولي ايلغار مغول در مبني و اساس امري طبيعي و به قصد تحصيل ثروت و به چنگ آوردن مال و غنيمت و رفع احتياجات مادي و امثال اين امور بود و گرفتن انتقام از محمد اغري بهانه اي ظاهري بوده است . به قول ساندرز بي حرمتي اترار كه ضمن آن يك سفير نيز كشته شد به چنگيزخان مجال مي داد كه نه به عنوان متجاوز بلكه به عنوان تلافي كنندة يك خطا تأسف آميز ظاهر شود .
منابع :
1
به نوشته منهاج سراج در طبقات ناصري، ص 345 ، «لقبي است كه چنگيزخان نسبت به سلطان محمد خوارزمشاه داده است »
2
تاريخ فتوحات مغولي ص 61
منابع و مآخذ
1
ابن اثير، عز الدين ، الكامل في التاريخ، ترجمه ابوالقاسم حالت، تهران ، انتشارات علمي ، چاپ اول ، 1355
2
ابوالفرج اهرون، غريفوريوس (ابن الجري) ، تاريخ مختصر الدول ، ترجمه محمدعلي تاج پور، حشمت الله رياضي، تهران انتشارات اطلاعات، چاپ اول ، 1364
3
بار تولد، ولاديمير ، تركستان نامه، ترجمه كريم كشاورز، تهران ، انتشارت آگاه ، چاپ اول ، 1352
4
بار تولد، ولاديمير ، تاريخ تركهاي آسياي ميانه، ترجمه غفار حسيني ، تهران ، توس ، چاپ اول ، 1376
5
اشپولر، برتولد، تاريخ مغول در ايران، ترجمه محمود ميرآفتاب ، تهران ، انتشارات علمي و فرهنگي ، چاپ دوم ، 1365
6
بياني ، شيرين ، دين و دولت در ايران عهد مغول ، تهران، مركز نشر دانشگاهي ، چاپ اول ، 1367
7
اقبال ، عباس ، مجموعة مقالات ، به كوشش محمد دبير سياتي ، تهران ، خيام ، چاپ اول ، 1350
8
پيكولوسكايا و ديگران، تاريخ ايران از عهد باستان تا سده هيجدهم ميلادي ، ترجمه كريم كشاورز ، تهران ، پيام ، چاپ سوم ، 1354
9
ميرخواند، محمد بن خاوند شاه ، روضه الصفا، ج 4 و 5 ، تهران ، خيام ، چاپ اول ، 1339
10
مورگان، ديويد، مغولها، ترجمه عباس فر،تهران ، انتشارات مركز ، چاپ اول ، 1371
11
مرتضوي ، منوچهر ، مسائل عصر ايلخانان ، تهران، آگاه ، چاپ دوم، 1372
12
نسوي ، شهاب الدين محمد، سيرت جلال الدين ، تصحيح مجتبي مينوي ، تهران ، علمي و فرهنگي ، چاپ دوم 1365
13
فضل الله شيرازي ، شهاب الدين ، «تجزيه الامصار و تز جيهه الاعصار» مشهور به تاريخ وصاف ، تحرير عبدالمحمد آيتي ، تهران ، مؤسسه پژوهشگاه ، چاپ دوم ، 1372
14
بروكلمان ، كاري ، تاريخ ملل و دول اسلامي، ترجمه هادي جزايري، تهران ، نشر كتاب ، چاپ دومي 1346
15
پطروشفسكي ، ايليا پاولويچ ، تاريخ ايران در سده هاي ميانه، ترجمه كريم كشاورز ، تهران ، دنيا ، چاپ اول 1359
16
باركهاوزي، يواخيم، امپراطوري زرد (چنگيزخان و فرزندانش ) ترجمه، اردشير نيكپور ، تهران ، زوار ، چاپ اول ، 1346
17
جوزجاني ، منهاچ سراج، طبقات ناصري، به تصحيح عبدالحي حبيبي، لاهور ، دانشگاه پنجاب ، چاپ اول ، 1344
18
رشيد الدين ، فضل الله ، جامع التواريخ ، به كوشش بهمن كريمي ، تهران ، اقبال ، چاپ دمم ، 1362
19
ساندرز. ج . ج . تاريخ فتوحات مغول ، ترجمه ابوالقاسم حالت ، تهران ، اميركبير، چاپ دوم ، 1363
20
ياول هرن، تاريخ مختصر ايران، ترجمه رضازاده شفق، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1349

منبع: گروه تاریخ شادگان

صفحه بندی